ضربالمثلهای کهن
حکمتهایی کوتاه که دریایی از تجربه را در خود جای دادهاند.
«آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب»
معنی:
وقتی کار از کار گذشته و اتفاق بد افتاده است، شدت آن دیگر تاثیری در اصل ماجرا ندارد.
مثال:
دانشآموزی که تمام سال درس نخوانده، شب امتحان چه یک ساعت بخواند چه ده ساعت، فرقی نمیکند.
منطقه: عمومی (سراسر ایران)
«هیزم تر به کسی فروختن»
معنی:
به کسی خیانت کردن یا مشکل تراشیدن برای کسی که انتظارش را ندارد.
مثال:
من که با او دوست بودم، چرا باید هیزم تر به او بفروشم؟
منطقه: تهران و مرکز
«کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد»
معنی:
دنیا کوچک است و انسانها دوباره یکدیگر را ملاقات میکنند و نتیجه اعمالشان را میبینند.
مثال:
روزی که به من کمک نکردی فکرش را نمیکردی، اما کوه به کوه نمیرسد...
منطقه: خراسان و عمومی
«هر که بامش بیش، برفش بیشتر»
معنی:
هر کسی که ثروت یا مقام بالاتری دارد، دردسرها و مسئولیتهایش هم بیشتر است.
مثال:
مدیر شرکت بودن سخت است، هر که بامش بیش، برفش بیشتر.
منطقه: آذربایجان و عمومی